۱۳۸۸ مرداد ۳۱, شنبه

پـروفـسـور مـحـمد تـقـي زهـتـابـي


پروفسور زهتابي در سال 1302 شمسي در شبستر متولد گرديد . خانوادهء وي از جمله روشنفكران شبستري و مشهور به عائله كيريشجي بودند . پروفسور زهـتـابـي در سال 1309 به مدرسه ابتدايي در شبستر راه يافت و در سال 1315 تحصيلات ابتدايي را به پايان رساند . وي براي ادامه تحصيل مجبور به مهاجرت به تبريز گرديد و 3 سال را در مدرسه فـيـوضات تـبريـز به تحصيل پرداخت . پس از اتمام دبيرستان در سال 1320 در دانشسراي تربيت معلم تبريز به تحصيل ادامه داد و پس از پايان اين دوره در سالهاي 22-1323 در مدرسه رشديه تبريز به تدريس دوره ابتدايي مشغول بود. در همين سالها پروفسور زهتابي با حضور در كلاسهاي درس حاجي يوسف شعار به آ موختن زبان عربي همت گماشت . و نيز با حضور در كلاسهاي زبان فرانسه كاتوليك هاي تبريز اين زبان را نيز فرا گرفت .

ورود به دانشگاه براي اين پروفسور عاليقـدر زماني ميسر گرديد كه در سال 1325 اولين دانشگاه تبريز به واسطه فرقه دموكرات تاسيس گرديد. پروفسور زهـتـابي در رشته ادبيات اين دانشگاه مشغول تدريس گرديد . اما يك سال بعد با تعطيلي دانشگاه مواجه گرديد و علاوه بر مجبوريت در ترك تحصيل ،بواسطه اوضاع آشفته سياسي آن سالها مجبور به ترك ديار نيز گرديد.در سال 1327 عازم شوروي آن روز گرديد اما در آنجا نيز از صدمات توده اي ها در امان نماند و با شهادت دروغين آنان به دو سال زندان در سيبري محكوم گرديد.در مدت اين دو سال پروفسور زهـتـابي به هيـچوجه امكان يادگيري و حتي مطالعه ساده را نيافت و پس از پايان دوران تبعيد مجددا به شهر دوشنبه تبعـيد گرديد.وي با ارائـه توانائيهاي علمي خود توانست در سال 1333 شمسي با نظر دولت وقت به بـاكو آمده و در رشته زبان و ادبيات تركي اين دانشگاه مشغول به تحصیل گردد . براي پرداخت هـزينه اين تحصيل ، وي همزمان در دانشگاه شرق شناسي باكو به تدريس زبان عربي نيز مشغول گرديد. تاليف و چاپ كتاب براي وي ممنوع بود و پروفسور در اين سالها تاليفات خود را با امضاهاي مختلف به چاپ مي رساند . با نوشتن « زندگي و آ ثار ابونواس» و دفاع از اين تز ، توانست پس از چهار سال مدرك دكترا را از دانشگاه باكو دريافت نمايد. نهايتا در سال 1350 شمسي پروفسور توانست اجازه عزيمت به عراق را دريافت نموده و به بغداد سفر كند. بلافاصله در دانشگاه بغداد به تدريس زبان فارسي و نيز تدريس تـركي باستان پرداخت و با آسودگي بيشتري به تاليف و چاپ آثار خويش همت گماشت . با توجه به آثار چاپ شده اش دانشگاه بغداد در سال 1355 نشان عالي پروفسوري را به دوكتور زهتابي اعطا نمود.

با شروع انقلاب اسلامي در ايران ، پروفسور زهتابي همانند هزاران آواره ديگر با اميد فراوان به كشور برگشت . در سال 1358 از وي براي تدريس زبان تركي و عربي در دانشگاه تـبريز دعوت به عمل آمد اما اين دعوت يك سال و نيم بيشتر دوام نياورد و دوكتور زهتابي به خانه نشيني مجبور گرديد . وي تا سال 1377 تلاشهاي بي وقفه اش را در عرصه ادبيات – تاريخ و فرهنگ آذربايجان ادامه داد و نهايتا در تاريخ 12 / 10/1377 در حاليكه به تنهايي در منزل خود واقع در شبستر مشغول نوشتن بود دارفاني را وداع گفت و به آرزوي خود يعني مرگ در زادگاه خويش نايل آمد.روحش شاد!


از آثار چاپ شده اين پدر تاريخ آذربايجان ميتوان به عنوان هاي ذيل اشاره نمود :

– ماهنامه (اتحاد يولو) بغداد

– پروانه نين سرگذشتي ، بغداد

– باغبان ائل اوغلو ، بغداد

– چريك افسانه سي ، استانبول

– بذ قالاسيندا ، برلين

– بختي ياتميش ، بغداد

– ارك هفته لييي ، برلين

– هستي نسيم ، بغداد

– جنايات 2500 ساله شاهان ، بغداد

– آيا زبان فارسي به زبان ملل ديگر ايران بر تريت دارد ؟ بغداد

– قواعد الفارسيه ، بغداد

– زبان آذري ادبي معاصر ، تبريز

– معاصر آذري ادبي ديلي ، تبريز

–علم المعاني ،لكسيكولوژي ، تبريز

– قوي اولسون اون ، تبريز

–باغبان ائل اوغلو 2 ، تبريز

– ايران توركلرينين اسكي تاريخي 1 و 2 ، تبريز

– شاهين زنجيرده ، تبريز

– افسانه دي شمشيره دايانمازسا آزادليق ، كيچيك قارداشيما مكتوب. دو پوئماي به ياد ماندني از وي .


اگر مجموعه مقالات درج شده اورا هم به اين آثار اضافه نماييم ، عمق افكار و ايده هاي او و نيز ميزان عشق و علاقه اش را به آذربايجان ميتوانيم درك نماييم.


سئومه لي مئهريبان كيچيك قارداشيم

قارداشدان دا ياخين بير مسلكداشيم

يـازميشدين دئدييين كيمي هر ياندا

اوزا ق سـورگونلرده٫ قارا زينـداندا

باشيم سـهند اولدو٫ ايراده م پـولات

هئچ يـئرده ديلـيمدن دوشمه دي فرياد

هر ياني زنجيرله گزيب دولانـديـم

نهـايت دؤيـوشده ظفـر قـازانـديـم

قــاييتديم ســئومه لي عزيز وطنه

اؤپــدوم تورپاغيــني من دؤنه دؤنه

واريميز يوخوموز تالان اولموشـدو

باغلارين چـيـچه يـي تامام سولموشدو

چيـرماييـب قولومو يـئنه نئچه ايل

تريمـدن آخـيتديم تورپاقلارا سئل

گئنه ايشيق چيخدي چيراغيمـيزدان

توستو ده اوجالدي اوجاغيمـيـزدان

بيلـيرسن دئمه گـه نه ائحـتيياج

وار توپلاندي ايـشيغا چاقـقال جاناوار

زه لي ده دوغولدو در حال گورزه ده

ايــشيـقلا دوغـولدو موباريزه

ده قوي دئسين ايگيتلر اويلاغي تبـريز

نه زامان آنادان دوغولموشوق بـيز

كي ساده حياتچين دؤيوشك گره ك

گاه زنجير داشييـاق٫ گاه دارا گئده ك

........

بوگون آرخا كيمي آرخالانـديغـين

ظاهيرده بير قارا تورپاق سانديغيـن

قارا تورپاق دئييل قوووتدير٫ سسدير

كولكدن طوفاندان گوجلو نفسدير

قوووت منبعيدير حقــير آلاچـيق

تورپاق بير دنيزدير سن ايسه باليق

اوجا ميـناره لر٫ آغباش ذيـروه لر

اونونچون گؤرمزلر طوفاندان خط

ر كي دوغـما تورپـاغـا آرخالانارلار

( بو سؤزده بير دونيا حيكمت وار٫ سؤز وار)


زهره وفـايـي - تبريز

منبع:




۱۳۸۸ مرداد ۲۴, شنبه

دكتر حميد نطقي(1378-1299)


اين دانشمند وارسته از جمله نخبگان علمی طراز اول آذربایجان و ایران بود. وی از 13سالگي, يعنی از سال 1312 شمسي, در حالی كه دانش آموز دبيرستان رشديه تبريز بود, در جرايد زادگاهش تبریز با امضای "ميرحميد نطقي" نوشتن آغاز كرده و نشريات آن روز موطنش را با آثار منظوم و منثورش مزين كرده بود.

ر 22 شهريور ماه 1299, همان روزی كه زنده ياد شيخ محمد خيابانی به شهادت رسيد, دكتر حميد نطقي, در محله سرخاب تبريز, در يك خانواده فرهنگی چشم به جهان گشود و آن همه نبوغ و استعدادهای شگرفش بر اثر تربيت پدر فاضلش دكتر سيد حسن نطفی كه از چهره های تابناك و از صاحب قلمان چيره دست آن روز تبريز بود شكوفا گرديد و شخصيت والايش از همان سال های نوجوانياش رخ نمود.

وی پس از اتمام تحصيلات متوسطه, در رشته حقوق از دانشگاه تهران دانشنامه كارشناسی گرفته و راهی تركيه ميگردد و دكترای خود را در رشته حقوق بين الملل از دانشگاه استانبول دريافت ميكند.

اين مرد وارسته, پس از بازگشت به ايران, نخستين فعاليت خود را در زمينه روابط عمومي, از شركت ملی نفت ايران آغاز كرده و پايه های روابط عمومی نوين را در همين شركت پی ريزی ميكند. او سال ها سمت استادی دانشكده علوم ارتباطات اجتماعی را كه بعدها به دانشكده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبائی تبديل شد به عهده داشت.

صاحب ترجمه, علاوه بر تدريس, به زبان های فارسي, تركی (آذربایجانی, استانبولي, جغتائي), عربي, انگليسي, فرانسوي, آلمانی و اسپانيولی احاطه كامل داشت و نيز به تدوين اولين كتاب در زمينه روابط عمومی با نام "مديريت در روابط عمومي" پرداخت كه در سال 1349 شمسی از سوی انتشارات دانشكده علوم ارتباطات انتشار يافت.

از اين سخصيت انديشمند, آثار قلمی متعددی به يادگار مانده, از جمله سرمقاله هايش در مجله وارليق است كه پس از پيروزی انقلاب اسلامي, سال ها زينت بخش اين مجموعه فرهنگی ميگرديد. لكن نوشته های وی در دوران قبل از شهريور 1320 شمسی كه در جرايد تبريز چاپ ميشدند از اهميت فوق العاده ای برخوردار است, چرا كه اين سخنان پرمغز, از خامه كسی تراوش ميكرد كه هم سن و سال هايش, در دنيای نوباوگی به بازی های كودكانه مشغول بودند و او با چنين انديشه سترگ و معلومات گسترده كه حاكی از شعور اجتماعی عميقش بود, در راستای مردم سالاری و برای آگاه كردن مردم ميهنش قلم ميزد. اين نوجوان خردمند كه در زمينه های مختلف سياسي, اجتماعي, فرهنگي, به ويژه تربيتی مطلب مينوشت آثارش نشانگر آن بود كه صاحب اين قلم, از نبوغی كم نظير, ذوق و قريحه ای سرشار و قلمی توانا برخوردار است و در آينده از شخصيت های ممتاز اين مرز و بوم خواهد شد.نوشته های اين دانش آموز هوشمند تبريزي, دارای نثری شيوا و محتوائی غنی و پربار بود.

محمدامین رسول زاده بنیانگذار جمهوری اول آذربایجان

در ۳۱ ژانویه ۱۸۸۴ در باکو متولد و در ۶ مارس ۱۹۵۵ دراستانبول در اثر بیماری قند درگذشت.
در سال ۱۹۰۲ سازمان جوانان مسلمان را بنیان گذاشت. در سال ۱۹۰۷ به ایران آمد و در حمایت از مشروطه به فعالیت پرداخت. در سال ۱۹۱۱ به ترکیه رفت و به تورک اوجاغی پیوست پس از آغاز جنگ جهانی اول به باکو بازگشت و پس از سرنگونی تزارها در ۱۹۱۷ زمینه تشکیل اولین جمهوری آذربایجان رافراهم نمود. بالاخره در ۲۸ ماه مه ۱۹۱۸ جمهوری آذربایجان تشکیل و رسول زاده به عنوان رهبر شورای ملی انتخاب شد.

۱۳۸۸ مرداد ۲۱, چهارشنبه

Oyan

Yazan: Abduxaliq Uyğur
1921-ci il Turpan

Hey, Uyğur, oyan, yatdığın yetər,
Səndə mal yox, indi gedərsə can gedər.
Bu ölümdən özünü qurtarmasan əgər,
Ah, sənin halın təhlükə, halın çox betər.


Qalx! dedim, başını qaldır, yuxunu aç!
Rəqibin başını kəs, qanını sıçrat!
Bax ətrafa yaxşıca, gözlərini aç,
Öləcəksən peşmanla bir gün, yox əlac.

Hələ cansıza bənzər nazik tənin,
Ondanmıdır, qorxmursan ölümdən?
Çağırsam, tərpənmədən eləcə yatırsan,
Oyanmadanmı ölmək istəyirsən eləcə?

Gözlərini aç, yaxşıca ətrafına bir bax,
Öz istiqbalın haqqında bir uzun düşün.
Gedərsə əldən bu qənimət, bu fürsət,
Gələcək min bir problem, min bir dərd

Könlüm sənə acıyır, hey, Uyğurum,
Yoldaşım, qardaşım, dostum, əqrabam,
Darıxıb səndən, oyandırsam səni,
Eşitmirsən heç də, nə oldu sənə?


Gün gələr, bir gün peşman olarsan,
Bax, o zaman sözü görərsən.
Kaş ki, desən o zaman yetişmədən,
O gün Uyğur sözünü anlarsan.

© Azeri translation by: Vusal Aliyev

Baku, Republic of Azerbaijan , Feb 9, 2005

دکتر صمد سرداری نیا مورخ، پژوهشگر و نویسنده توانای آذربایجان


دکتر صمد سرداری نیا مورخ، پژوهشگر و نویسنده توانای آذربایجانی در سال 1326 در محله امره قیز تبریز به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در این شهر به پایان رساند و سپس موفق به اخذ دو مدرک کارشناسی تاریخ و حقوق از دانشگاه تبریز گردید.
وی پس از مدتی کار تدریس، در سازمان صدا وسیمای تهران و تبریز به فعالیت پرداخت و در همان جا نیز بازنشسته شد. پس از انقلاب سال 1357 در مطبوعات تورکی و فارسی ایران به ارائه مقالات علمی در زمینه تاریخ معاصر آذربایجان پرداخت و از همان آغاز انتشار مجله وارلیق به عنوان یکی از اعضای اصلی هیئت تحریریه فعالیت علمی–فرهنگی خود را ادامه داد. کمتر شماره ای از مجله وارلیق میتوان یافت که مقاله ای از صمد سرداری نیا در آن درج نشده باشد.
وی در مقالات و کتابهای خود ابعاد و مراحل مختلف تاریخ معاصر آذربایجان را با نثری روان و زیبا به رشته تحریر درآورد و از وارلیق و سایر مطبوعات تورکی زبان به عنوان تریبونی برای دفاع از حقوق پایمال شده ملت آذربایجان و پاسخ به ادعاهای پوچ و بی اساس شوونیستهای فارس و داشناکهای ارمنی استفاده می نمود. سرداری نیا در سالهای اخیر سعی داشت تا حقایق قره باغ، مسلمان و تورک نشین بودن ایروان در گذشته نه چندان دور و همچنین نام تاریخی آذربایجان و شمول این نام بر هر دو سوی رود ارس در طول تاریخ را به اطلاع خوانندگان خود و البته به گوش منکران آن برساند.
وی با توجه به خدمات علمی و فرهنگی خود موفق به دریافت دکترای افتخاری از “دانشگاه آذربایجان” جمهوری آذربایجان گردید. وی که با دختر مرحوم پیر هاشمی، محقق و نویسنده برجسته ازدواج نموده بود، دارای یک فرزند دختر و یک فرزند پسر می باشد. صمد سرداری نیا آثار زیادی از خود به یادگار گذاشت که می توان به این کتابها اشاره نمود: قره باغ، جنگ قره باغ، قتل عام مسلمانان در دوسوی ارس، باکو شهر نفت و موسیقی، مشاهیر آذربایجان، ملانصرالدین در تبریز، باقرخان سالار ملی، تاریخ روزنامه ها و مجلات آذربایجان، آذربایجان پیشگام جامعه مدنی، تبریز شهر اولین ها، آذربایجان مهد صنعت چاپ در ایران،مرکز غیبی تبریز، …

۱۳۸۸ مرداد ۱۹, دوشنبه

چهل روز فرصت گرانبها برای هماهنگی و برنامه ریزی برای اعتراضات اول مهر در سراسر آذربایجان- م. ن

۱۹م مرداد, ۱۳۸۸

اول مهر روزی فراموش نشدنی در حافظه تاریخی هر فعال آذربایجانی است. روزی است که در آن مجبور شد زبان مادری خویش را هیچ بنگارد و به زبان بیگانه و غیرمادری خویش درس بخواند. در روز اول مهر هر سال استارت زدن سیاست همگون سازی و محو زبانی و فرهنگی ملل غیرفارس ایران و به ویژه تورکها به روز می شود. اعتراضات روز اول مهر اعتراضی مدنی و سمبولیک به این سیاستهای تبعیض آمیز زبانی است. سیاست های تبعیض آمیزی که نه تنها رژیم پهلوی بلکه رژیم جمهوری اسلامی و حتی بخش عظیمی از روشنفکران ملل غیرفارس از حامی ها آن هستند.

بگذریم از اینکه جنبش سبز موضع گیری صریحی در مورد تبعیض زبانی ملل غیرفارس نداشته و اخیرا نیز بعضی از سایتهای فارس محور با مد کردن شعار “استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی” سعی در پر رنگ نمودن ماهیت پان ایرانیستی این جنبش دارند، اما ملت آذربایجان که تاکنون به سیاست سکوت ادامه داده است بایستی در روز اول مهر با شکستن این سکوت وزن سیاسی حرکت ملی–مدنی آذربایجان و خواسته های ملی و دمکراتیک این حرکت مبنی بر برسمیت شناخته شدن زبان تورکی در ایران را به نمایش گذارد. روز اول مهر از این جهت مهم است که هیچ جریان سیاسی نمی تواند اعتراضات ملت آذربایجان در این روز را به نفع جنبش سبز مصادره نماید. اگرچه فعالان حرکت ملی آذربایجان هیچ دشمنی با جنبش سبز نداشته و ندارند اما طبیعتا بدلیل محتوا و هویت مرکز گرایانه این جنبش خواهان همگام شدن با آن نیز نیستند. اگر این جنبش می توانست از دیدگاههای مرکز گرایانه و فارس محور خویش دوری جسته و سیاست شفاف و روشنی در برابر مطالبات به حق ملل غیرفارس ایران و به ویژه تورکها ارائه کند، حداقل می توانست حمایت حاشیه نشینان و آذربایجان را نیز داشته باشد.
اول مهر روزی است که آذربایجان می تواند بصورت مستقل قدرت سازماندهی سیاسی و اعتراضات مدنی خویش را به نمایش گذارد. اعتراض در این روز مهم می تواند آذربایجان را به عنوان قوی ترین و مردمی ترین نیروی سوم سیاسی به ایران و جهان نشان دهد. حرکت ملی آذربایجان بایستی بدور ازحاشیه ها و طرح اهداف زود هنگام بصورت شفاف و جدی اصلی ترین و مقبول ترین خواسته ملی و مدنی خویش مبنی بر برسمیت شناخته شدن زبان تورکی در ایران را قویا طرح کند.
چهل روز برای نمایش چنین قدرت فرصت عمل و برنامه ریزی وجود دارد. بایستی از این چهل روز فرصت حداکثر استفاده را نمود. الان مدیای جهانی با حرص و ولع حوادث ایران را پی گیری می کند. اعتراضات اول مهر در آذربایجان و بخصوص تبریز می تواند شوک بزرگ خبری جهان باشد و خبر از پا گرفتن نیروی سیاسی و جدیدی در ایران بدهد. بالطبع نیروهای نفوذی و امنیتی از هم اینک برنامه ریزی گسترده ای برای دامن زدن به اختلافات بین فعالان حرکت ملی خواهند نمود. نیروهای فعال سیاسی بایستی به درجه ای از بلوغ دست یابند که با سعه صدر و افزایش ظرفیت تحمل یکدیگر سیاست مهار حرکت ملی آذربایجان توسط عوامل رژیم را با شکست مواجهه سازند.
پیشنهاد می شود موارد زیر در دستور کار فعالان اعم از دانشجوئی و غیر دانشجوئی قرار گیرد:

۱- از هم اینک کمیته هایی برای توجیه، خبر رسانی و برنامه ریزی در محلات و شهرهای تورک نشین صورت گیرد.

۲- سایت های فعال و شناخته شده آذربایجانی و به ویژه گوناذ تی وی در راستای ایجاد همگرائی و هماهنگی بین فعالان عمل نماید.

۳- در روز اول مهر اعتراضات مدنی در تمامی مراکز شهری و در ساعات مشخصی از روز سازماندهی شود.

۴- فعالان شناخته شده با مصاحبه های مطبوعاتی و صدور بیانیه ها از اعتراضات مدنی حمایت کنند.

۵- هماهنگی های لازم با فعالان کارگری و فرهنگی و بازاریان جهت اعتصاب سراسری صورت گیرد. در این راستا ضروری است با این دسته از فعالان جلسات هماهنگی تشکیل شود.

۶- لازم است شورای هماهنگی فعالان آذربایجان منسجم تر از گذشته در این راستا فعالیت نماید.

بهرحال آذربایجان چیزی برای باخت ندارد. دفاع از زبان مادری نیازی به تایید آقا هم ندارد. ملت آذربایجان نیز از کسی اجازه چنین تجمعاتی را نمی خواهد. ما می خواهیم از زبان مادری خویش دفاع کنیم. این حق انسانی، شرعی، مسلم و قانونی ماست. امید است فعالان ونویسندگان آذربایجانی نظرات و پیشنهادات خویش را در این خصوص اعلام نمایند.

۱۳۸۸ مرداد ۱۳, سه‌شنبه

دیدنیهای آذربایجان

Bank Standard building in Baku,Azerbaijan
متروی باکو

Square in Baku


Opera in Baku



بازار تبریز




میدان ساعت-تبریز






کندوان





تبریز-گوی مسجد